ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
351
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
قوى مربوط به پايان قرن سيزدهم / هفتم ه . بوده تكرار مىكند . و مؤيّد اين پندار آنكه مطالب متن ، چنان كه از مراجعه به فهرستهاى موجود توان دانست ، از حوادث بعد از اين تاريخ چيزى ندارد . 66 از خود مؤلّف نيز چيزى نمىدانيم ، جز اينكه مانند بقيهء افراد خاندان به شهر سبته تولد يافته و حضور وى در جدّه به منظور حجّ بوده است . كلمهء « عدل » كه در يكى از نسخههاى خطّى كتاب همراه نام مؤلّف آمده 67 نشان مىدهد كه كار وى كار « كاتبان عدل » ، يعنى رسمى كردن اسناد ، بوده است . هدف كتاب و رنگ كلّى اين فرهنگنامه در مقدّمهاى كه با استهلالى بديع آغاز كرده به خوبى نمايان است : ابو عبد الله محمّد بن ابى محمّد عبد الله بن عبد المنعم حميرى گويد : ستايش خدا را كه زمين را قرارگاه كرد و از آن جويها نمودار كرد و براى آن ميخها كرد كه استقرار گيرد و از لرزش آن جلوگيرى كند و آن را صحراها و درياها كرد و از بدايع حكمت و اقسام صنايع و ودايع آشكار در آن نهاد و در آفاق آن خورشيدها و ماهها را به طلوع كردن واداشت و آن را رام كرد و عرض و طول آن را بگسترد و پير و جوان و سالخورده را از آن متمتّع كرد و باران و باد بر آن پياپى آورد و مردم را از روى انعام به راهنوردى در آن ترغيب كرد تا احسان خويش را كامل كند ؛ كه اين عبرت صاحبان دل و گوش و چشم و درك كنندگان امور معقول و منقول است ؛ كه از چشم و گوش و دل پرسش خواهند كرد . نعمتهاى مستمر و عام او را ستايش مىكنيم ، و صلوات بر پيمبر بزرگوارش كه نهايت زمين را بديد و بفرمود كه ملك امّتش تا كجا خواهد رسيد ، و در جايى كه خدا خواهد به نهايت مىرسد . و بعد ؛ منظور من از اين مجموعه ياد مكانهاى مشهور عرب و عجم است و جاها كه قصّهاى دارد يا دگران را فايدتى هست يا سخنى كه در آن حكمتى هست يا نكتهاى لطيف دارد يا معنايى دلچسب يا بىسابقه كه گفتن آن نكوست . و از ياد جاهايى كه براى مردم نامأنوس است و ذكر آن سود ندارد و نقل خبر آن نكو نباشد چشم بپوشم و از آن بىنياز باشم ، كه اگر خواهم همه جا را بگويم كتاب دراز شود و فايدهء آن اندك شود . بدين جهت به جاهاى مشهور كه ذكر آن را فايدتى هست بس كردم و آن را به ترتيب حروف الفبا آوردم كه بيشتر مورد رغبت است و طالب ، بىتكلّف و رنج ، بسرعت مقصود را بيابد . و اين كتاب دو فنّ مختلف دارد : يكى ياد مناطق و اوصاف و خصايص آن و ديگر اخبار و وقايع و مطالب مختلف كه در آن هست . و اوقات خويش را بدين كار صرف كردم و آن را وسيلهء تفريح خاطر خويش گرفته فكر و تن خويش را به كار بردم و بكوشيدم تا آن به سر رساندم . و شد چنان كه بايد كه رافع غم و دافع همّ و شاهد قدرت خدا و جانشين صحبت ياران و تذكار دهندهء حكمت پروردگار و